برنامه ریزی 98
مقاله 2
شروع یک تحول قسمت ششم
شروع یک تحول قسمت پنجم

روزی که دیدمش رو دقیقا یادمه. برای جلسه معرفی کار اومده بود شرکتمون و من هم قرار بود کارمونو بهش معرفی کنم. از همون روز یه احساس خیلی خوبی بهش پیدا کردم. خیلی دوست داشتم که توی شرکتمون مشغول به کار بشه و همین اتفاق هم افتاد. من دیگه اون آدم سابق نبودم . چند ماهی بود که داشتم فایلهای آموزشی در مورد قانون جذب و تغییر باورها رو گوش میدادم و خیلی روی خودم داشتم کار میکردم . احساسم تو چند ماه اخیرش به شدت خوب بود و اصلا به فکر این نبودم که چقدر دوست دارم نیمه گمشدمو پیدا کنم . یعنی دیگه مثل قدیما یه آدم ضعیفِ بی عزت نفس و بی اعتماد به نفس که فقط دنبال اینه که یکی بیاد تو زندگیش تا تنها نباشه نبودم. کاملا داشتم خودمو پیدا میکردم. تمام فکرو ذکرم شده بود سپاسگزاری کردن بابت نعمت هایی که دارم. تمام تمرکزم شده بود رشد و پیشرفت و بهتر کردن افکار و شخصیتیم، و قطعا به خاطر این همه تغییرات و احساس خوبی که از خودم و زندگیم داشتم، در حال ورود به مرحله جدیدی از زندگیم و آشنایی با آدمی بودم که شاید سالیان سال آرزوشو داشتم .

دانلود رایگان

همه دانلودها

محصولات

همه محصولات